الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
389
إحياء علوم الدين ( فارسى )
و اما منافقان از صف بگريختند از بيم مرگ ، و ايشان را گفته شد : إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلاقِيكُمْ ، « 127 » اى ، مرگى كه از آن مىگريزيد هر آينه آن رسنده است به شما . پس گزيدن ايشان بقا را بر شهادت چيزى كمتر را بدل استاندن بود از چيزى بهتر . پس ايشان بودند كه حيات دنيا را به آخرت بخريدند ، و در حق ايشان : فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ وَ ما كانُوا مُهْتَدِينَ ، « 128 » درست آمد . و اما مخلصان حق تعالى از ايشان نفسها و مالهاى ايشان بخريد بدانچه بهشت ايشان را باشد . پس چون ديدند تمتع بيست ساله يا سى ساله براى تمتع ابد بگذاشتند شاد شدند به بيعى كه كردند . و اين بيان آن است كه در آن زهد مىبايد برزيد . و چون اين فهم كردى بدانى كه آن چه گويندگان در حد زهد گفتهاند جز به بعضى قسمتهاى آن اشارت نكردهاند . پس هر كسى آن گفته است كه بر نفس خود غالب ديده است يا بر كسى كه با او خطاب كرده است . بشر گفت : زهد در دنيا بى رغبتى است از مردمان . و اين اشارت است به زهد در جاه على الخصوص . و قاسم جوعى گفت : زهد در دنيا بى رغبتى است در شكم ، پس بر اندازهء آن چه شكم خود را ضبط كنى زاهد باشى . و اين اشارت است به زهد از يك شهوت . و لعمرى آن غالبتر شهوتهاست بر بيشتر مردمان و برانگيزندهء بيشتر شهوتهاست . و فضيل گفت : زهد در دنيا قناعت است . و اين اشارت به مال است على الخصوص . و ثورى گفت : زهد كوتاهى امل است . و اين جامع همهء شهوتهاست ، چه كسى كه به شهوتها ميل كند ، پس با نفس خود [ 294 ] حديث بقا گويد ، پس اميد او دراز شود . و كسى كه اميد كوتاه كرد ، از همهء شهوتها روى بگردانيد . و اويس قرنى گفت : زاهد چون به طلب بيرون آيد زهد برود . و بدين ، حد زهد نخواسته است ، و ليكن توكل را شرط زهد كرده است . و همو گفت : زهد ترك طلبيدن مضمون است . و اين اشارت است به روزى . و اهل حديث گفتند : زهد در دنيا كار كردن است به رأى و معقول ، و زهد متابعت علم و ملازمت سنّت است . و بدين اگر رأى فاسد خواسته آيد و معقولى كه بدان جاه طلبند در دنيا صحيح است ، و ليكن اشارت سوى بعضى از اسباب جاه است . بخصوص ، يا سوى بعضى از آن چه از فضول شهوتهاست . چه علمها بعضى آن است كه آن را در آخرت فايده نيست ، و آن را مطوّل كردهاند تا به حدى كه عمر آدمى در اشتغال به يكى از آن سپرى شود . پس شرط زاهد آن است كه فضول نزديك او اولى چيزى باشد كه روى از آن بگرداند . و حسن گفت : زاهد آن است كه چون كسى را بيند گويد او فاضلتر از من است ، اى زهد
--> ( 127 ) جمعه 62 - 8 . ( 128 ) بقره 2 - 16 .